کیاوش و ترگل

سلام پسر 50 روزه ی من،دل مامان ،چند روز پیش مامانی و بابایی و خاله گلبرگ و ترگل اومده بودن
خونه ی ما،تو خیلی با ذوق به ترگل نگاه میکنی انگار میدونی اونم مثل تو کوچولوئه و سعی میکنی
باهاش حرف بزنی قربون ق ق کردنات بشه مامان......ترگلم حسابی تو رو دوست داری و همش کنارته
و بقول خودش میخواد نازیت کنه...فکر کنم همبازی های خوبی بشین عزیزم.
الان شما خوابیدی و من فرصت کردم بیام وبلاگتو بروز کنم اما الان الاناست که بیدار شی!!!زیاد از
خودت سروصدا درمیاری....
عاشقانه عاشقتم سعی میکنم زود به زود بیام اینجا
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


کیاوش و ترگل
