عشق آسمونیه من
کیاوش وقتی میخوابی و نگات میکنم اشک توی چشمام جمع میشه و میگم خدایا یعنی لایق این نعمت
بزرگ تو هستم؟تو هدیه ی معصوم و قشنگ خدا به منی...
من مادرم هنوز برام سخته باور کنم تو اومدی توی زندگیم...هنوز سخته باور کنم تمام
انتظارام تموم شده و میتونم بغلت کنم و از بوی تنت نفس بکشم...
تو،زیبا،چشمهای میشی ات مرا همواره میتواند شاعری دیوانه کند...
تو،زیبا،لبخند کودکانه ات مرا همواره میتواند نوازنده ای عاشق کند...
تو،زیبا،دستهای کوچکت وقتی انگشتانم را میگیرد مرا همواره میتواند خوشبخت ترین مادر دنیا کند...
عاشقانه عاشقتم...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عشق آسمونیه من
