کیاوشکیاوش، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه سن داره

فرشته کوچولوی ما

ماجرای خوابهای کیاوش جووون

1392/6/7 10:57
نویسنده : مامان یاسی
356 بازدید
اشتراک گذاری

خواب ناز

 

عزیز دلم امروز 43روز از روز تولدت میگذره و مامان و بابا هر روز عاشق تر از دیروزن...

یه دونه ی من ،خواستم ماجرای خوابهای تورو بنویسم که همیشه داری با خواب مبارزه میکنی و اینقدر

دست و پاهای کوچولوتو حرکت میدی که خودتو از خواب بیدار میکنی!!!بعد از اینکه تو 19 روزگیت ختنه ات

کردیم و دکتر قنداقت کرد راحت خوابیدی چون دست و پات بسته بودنیشخندبعد از اون هر وقت که بی تاب

خواب میشی و مقاومت میکنی که نخوابی مجبور میشیم قنداق ات کنیملبخند

خیلی قیافت مظلوم میشه که دست وپامو باز کنین اما میدونم که خسته ای فدات شم...

خیلی خیلی خیلی دوستت دارم

امروز میخوام برای اولین بار تنهایی ببرمت حموم البته 3 بار اینکارو کردم اما هر دفعه مامانی بالای سرم

می ایستاد اما امروز اومدیم خونه .

راستی گل پسرم چند روزه وقتی باهات حرف میزنم ق ق میکنی انگار میخوای جوابمو بدی مامان فدای

زیبایی های تو بشههههههههههههههه

عاشقانه عاشقتم...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

میترا
7 شهریور 92 11:50
سلام منم دوست فرزندم را حموم ببرم این دو گل هم تقدیم به کیاووش جون
سمیرا مامان کیارش
7 شهریور 92 19:26
قربونت برم که شبیه مامانت شدی. بوسسس تو هم مثل پسر من همش مقاومت میکنی تا دست و پاهاتو آزاد کنی
سپیده
8 شهریور 92 22:19
فدات بشم چقد نازی.چه موهای خوشگلی داری کیاوش جونم.
همیشه اروم بخواب


مرسی خاله سپیده